تبليغاتX
سیاره عشق

سیاره عشق

دلم عاشقت نمیشه اینو بدون همیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سیاره برگشت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام سلامی به بلندای آسمان سلامی به قشنگی صداقت و سلامی به زیبایی عشق

خوب هستید تعطیلات خوش گذشت

بازم سال نو مبارک

بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب ، نمیدونم واقعا نمیدونم جواب این همه خوبی و محبت رو چطوری بدم ، شاید بهم بخندید ولی من از تصمیمم صرف نظر کردم هر چند برام سخته ولی به خاطر اینکه فهمیدم سیاره با نوشته هاش خودشو تو دله شما ها باز کرده تصمیم گرفتم به کارم ادامه بدم .

توی تعطیلات خیلی فک کردم خیلی اتفاقات حالا خوب یا بد افتاد که تصمیم گرفتم ادامه بدم و به بعضی ها ثابت کنم که من هیچ وقت جا نمیزنم ...

حرفای که توی پست قبل زدم واقعا حرفای جدی بود ، ولی کسی باور نکرد همین طور که خودم باور نکردم .... ولی خوب نباید جا میزدم اشتباه کردم .... منو ببخشید ...

قبل از این پست یه پست گذاشتم و فقط یه کلمه نوشتم .... پایان ... وقتی آپ کردم یاده حرفای قشنگتون افتادم .... و بیشتر از همه از بهار ترسیدم .... ترسیدم که از دستم ناراحت بشه آخه دلش کوچیکه خیلی کوچیک .....

میخوام از دوستای گلم تشکر کنم اونایی که ثابت کردن تنهایی معنایی نداره ثابت کردن مشکل وجود داره ولی نباید جا زد کسایی که با حرفایی قشنگشون به من دلداری دادن ...

 

نسرین : دوست دارم به وسعت دل دریایی خودت

بهار : زندگی رو به تو مدیونم

سارا : دختر خاله ی گلم که خیلی کمکم کرد

محمد : یاور همیشگی من

تنها : راست گفتی نمیتونم نت رو ترک کنم ، هر چی تو بگی

یار وبلاگی : به قول خودت وبلاگ یه دل مشغولی که اگه اینو از آدم بگیرن نمیدونه حرفه دلشو کجا بنویسه .... منم به حرفت گوش کردم

داش آیدین : خصلت تیر ماهی اینه که به حرف اسفند ماهی گوش بده ، مرسی که سیاره رو سنگر تنهایی خودت کردی

آرش : مرسی از اینکه همیشه بهم روحیه میدی ( شوق نوشتنم گل کرد )

اریک : با پهنای عشقت به سیاره روحیه دادی

بردیا : بهترین دوست

احسان : بامرام ، باحال ، و وفادار ... دوست دارم

مجتبی : کمپانی مرام و معرفت ( واقعا برازندته )

علیرضا: یه دوست مهربون

محمد رضا : شاد زی مهر افزون

علی : چشم میذارم یادگاری بمونه...

امیر : چون از بهار میترسم به حرفش گوش دادام باور کن اگه پیشش بودم با یه لنگه دمپایی میزد تو سرم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( نبینم غصه بخوری )

امیر (هند) : چشم به حرفای بهار گوش میدم

 

اگه بخوام اسم بقیه رو بیارم خیلی زیاد میشه که هم من میترسم کسی از قلم بیوفته هم از حوصله ی شما خارجه ....

دوستون دارم همین !!!!

 

نیازمند چیزی بودم که باورش کنم

نگاهت بر من افتاد و باور کردم

خواهان کسی بودم تا باورش کنم

خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی

و باورت کردم

اما آنچه که به راستی نیازمندش بودم

باور کردن خود بود

مرا به دنیای درونت بردی و با اکسیر عشق یاریم کردی

و به برکت توست

که امروز زنده ام ، لمس میکنم و باور دارم

کسی ، چیزی یا خود را

آری تنها به خاطر وجود توست !!

 

با یه سیاره گل دوستون دارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا دیگه میدونم واسه کی واسه چی مینویسم ، می نویسم واسه دوستای گلم که عاشقونه دوسشون دارم ....

 

اولین فرصت پیشه همتون میام فعلا بای ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 فروردین1385ساعت 11:35  توسط مژده  |