تبليغاتX
سیاره عشق

سیاره عشق

دلم عاشقت نمیشه اینو بدون همیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واست میمیرم !!!!!1

شب ميرسه يواش يواش ، ستاره های بی حيا

يه چشمک يواشکی ، که امشبو با ما بيا

نميدونن ابر دلم ، بدجوری بارونی شده

جنگلای توی چشات ، برام بيابونی شده

 

شب که ميشه يواش يواش ، چشای من بيدار ميشن

کوچه های خيال تو ، پر از صدای تار ميشن

قصه تو تعريف ميکنم با يکی بود يکی نبود

اما هميشه آخرش هر چی که بود ميگی نبود

اما ديگه قصه بسه ، قصه ها بی محل شدن

تموم کور و کچلا ، به ارسلان بدل شدن

امشب ميخوام تو کوچه ها ، با گريه هام صدات کنم

تو هق هقای غربتيم ، هر چی منه فدات کنم

امشب ميخوام کاری کنم ، يه کمی مهربون بشی

بازم دلت منو بخواد ، خسته از اين و اون بشی

امشب بشه شايد منم ، يه سر بيام تو خواب تو

طفلی دلو گمش کنم ، توی موهای تاب تو

شب که ميشه تا دم صبح ، بدجوری بيتاب توام

شبها به خوابم تو ميای ، يا من توی خواب توام

 

نميدونم تو ميدونی که زندگيم تو مشتته

هر چی قشنگی خداس ، نگين يک انگشتته

آه نکشی عزيزکم ، که من تو آهت ميميرم

بدون تو حتی يه روز ، توی بهشتم نميرم

فقط ميخوام بهت بگم ، تموم آواز منی

بهونه زندگي و شعر سرآغاز منی

نميدونی من ميدونم ، دلت بازم جای ديگه اس

حواستون که اينجا نيس پيش يه رسوای ديگه اس

خيالی نيس منکه تو رو ، برای دنيا نميخوام

موج نگات واسم بسه ، من ديگه دريا نميخوام

يه طوری من دوستت دارم ، که گفتنش نفس ميخواد

يه عالمه حس غريب ، چل آسمون هوس ميخواد

من ميدونم نميدونی ، که من ديگه رفتنی ام

يه خاطره يه شعر خوب يه لحظه گفتنی ام

 

من ميدونم نميدونی ، دلم برات پر ميکشه

تو کوچه های عاشقی ، عطر تو رو سر ميکشه

اما بدون نميدونم ، کجای دنيای توام

تو قصه شاه پريا ، کجای رويای توام

نميدونم شايد يه روز واست کمی عزيز بشم

بگی به ديدنم ميای ، تب بکنم مريض بشم

شايد يه روز يه حالتی اسم منو صدا کنی

واسه دوباره ديدنم ، همش خدا خدا کنی

شايد يه روز تو آسمون تو ابرها پيدام بکنی

شعرای پاره پاره مو ، بخونی و صدام کنی

چه ميدونی شايد دلت يه روزی تنگ بشه برام

عکسمو هی نگاه کنی ، بپيچه تو گوشات صدام

اما بدون عزيزکم ، هر جا باشم اسيرتم

روی زمين تو آسمون ، خاک توی مسيرتم

 

بدون يه روز که بی منی ، من پرم از تو پر شدن

هجوم خاطرات تو ، بی سر و بی سپر شدن

يه روز اگه خواستی منو ، تو آينه نگاه بکن

نگاه بيگناهتو ، هديه به روی ماه بکن

* * *

آخر قصه ها همش ، پر از تب عاشقيه

قصه من با تو ولی ، تا روز آخر باقيه

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1384ساعت 12:58  توسط مژده  |