عشق و عاشقی


دخترک آمد کنارم گفت آقا عشق چیست؟![]()
گفتمش دختر سر و کار شما با عشق چیست؟
گفت آقا خواب دیدم ذره ای عاشق شدم.
بگذریم از این مسائل جان آقا عشق چیست؟
گفتمش دختر برو این را زبابایت بپرس
از چه می پرسی زمد دست تنها عشق چیست؟
رفت دختر پیش مادر گفت بابایم کجاست؟
یک نفر میگفت میداند که بابا عشق چیست؟
گفت مادر دخترم بابای تو پیش خداست
گفت مادرجان خدا میداند آیا عشق چیست؟
گفت مادر آنکه بابای تو را از من گرفت
هر چه پرسیدم جوابم داد الا عشق چیست؟
چشمهایم را نگاه کن بوی بابا میدهد.
این همان عشق است فهمیدی که حالا عشق چیست؟

عاشقی یعنی اسیر دل شدن![]()
با هزاران درد و غم یکی شدن
عاشقی یعنی طلوع زندگی
با صداقت همنین گل شدن
عاشقی یعنی یکی شبها تا سحر
غرق در دنیای رویاها شدن
عاشقی یعنی تحمل انتظار
مثل ماه آسمان تنها شدن
عاشقی یعنی دو دیده تا ابد
پر زگوهرهای دریایی شدن![]()
![]()

![]()


دل من تو رو می خواد 




سبز و آبی و کبود!




گاه گاهی می شود بود و نبود




